تبليغاتX
اشکان کوچولوی شیطون - سوغاتی های شیطونک

سلام سلام

ما بالاخره اومدیم! با اخبار تازه:

دیروز دختر عمه عزیزم نیلوفر(دختر خاله اشکان) به همراه شوهرش به ایران اومدن. ما هم همگی دیشب خونه مامان بزرگ دعوت بودیم. اشکان خان هم که کلی زبون ریخت و یه عالمه سوغاتی خوشگل گیرش اومد.

♥خاله نیلوفر: اشکان جونم بیا اینجا عزیزم ببین چی برات آوردم!

♥اشکان(با یه لبخند دلبرانه): چشم     

 رفت پیش خاله نیلوفر نشست و به ازای دریافت هر سوغاتی که تعدادشون هم زیاد بود میگفت: دست شما درد نکنه. بعد هم که تموم شد دوباره هر کدومو بر میداشت نگاه میکرد، میگفت دست شما درد نکنه.

 فکر کنم یه چیزی در حدود 2531بار گفت دست شما درد نکنه!

قبل از شام دیدم شیطونک اومده به من میگه بیا بریم تو حیاط بادمجون بچینیم! گفتم چی؟! بادمجون؟؟!  مامانش برام روشن کرد که در اینجا منظور از بادمجون انجیره، چون تو حیاط مامان بزرگم 2 تا درخت انجیر هست، یکیش انجیر زرده اون یکی سیاه، طبق مکتب آقا اشکان اون زردا انجیرن اما اون سیاها چون رنگشون مثل بادمجونه، بادمجون میباشند!

این هم یه سری عکس از وروجک با یه تعدادی ازسوغاتیهاش، دست خاله نیلوفر گل و عمو بابک مهربون درد نکنه.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت   توسط بهاره و اشکان کوچولو  |