من فعلا در سفر به سر میبرم و چند روزه اشکانو ندیدم.
دلم حسابی براش تنگیده![]()
دیروز زنگ زدم که باهاش صحبت کنم، وقتی مامانش صداش
زد که بیاد پشت تلفن داد زد گفت:مامانی بگو اشکان دستش بنده![]()
خلاصه بعد از کلی خواهش و تمنا این افتخار نصیبم شد که صدای
وروجکو بشنوم![]()

