سلام به همهً عزیزان![]()
گوشه هایی از شیرین زبونی های اشکان شیطون:
1- اشکان درحال بالا رفتن از مبل و پایین پریدن و مامان شراره در حال کار در آشپز خانه :
♣ مامان شراره: اشکان جون چی کار می کنی پسرم؟![]()
♦ اشکان: دارم می پرم![]()
♣ مامانی: نه مامان جون نپر خطرناکه
♦ اشکان: خطرناکه حسن!!!![]()
![]()
۲- اشکان کوچولو و مامانی و بابایی در ماشین، و مامان در حال فوت کردن پشت گردن اشکان که عرق کرده، تا عرق سوز نشه:
♦ اشکان: مامانی مگه من غذا ام فوتم می کنی؟!!
♣مامانی:![]()
![]()
۳- اشکان 2 تا 3چرخه داره که یکیشو بیشتر از اون یکی دوست داره:
♥ من: اشکان کدوم سه چرختو بیشتر دوست داری؟
♦ اشکان: اینو(در حال اشاره)
♥ چرا؟
♦ چون این موتور پلیسه!![]()
۴-من و اشکان در اتاق من:
♥ من: اشی مشی؟![]()
♦ مگه من پفکم؟!!![]()
۵-یه روز دست من زخم شده بود چسب زخم زده بودم:
♦ اشکان: این چیه رو دستت؟![]()
♥ من: چسب زخمه عزیزم![]()
♦ اشکان: مامانی خاله بهاره چسب ریخته رو دستش ![]()
۶- چند روز پیش من می خواستم دریچه های کولرو باز کنم، یه صندلی گذاشتم زیر پام تا دستم برسه، اشکان منو دید:
♦ اشکان: وای خاله بهاره! رفتی رو صندلی حالا مامانت میاد دعوات می کنه ها!!!
♥ من :![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()